تبليغاتX
علاء الدين - بياد زنده ياد عمران صلاحي

  بچه كه بودم فكر مي كردم نداشتن ها زندگي را برايم تلخ مي كند. حسرت داشتن چيزهايي كه داشتنش براي هم سن و سالانم مايه افتخار بود و فخر فروشي و آن روزها دست رد زدن معشوقه به سينه ات آوار دنيا را روي سرت خراب مي كرد. بزرگ تر كه شدم با پاك كردن روحم از غبار دنيا احساس كردم سلامت مهم ترين نعمت است و داشتن روح و جسمي سالم مايه مباهات و نيش يك درد لاعلاج زهر زندگي را مي تواند تا تار و پود وجودت بنشاند. اما زماني كه بر مي گردي و جواناني را مي بيني كه روزي خود ميان آن ها بودي و غبطه شور و نشاطشان را مي خوري، تازه مي فهمي نه نداشتن ها زندگي را برايت تلخ مي كند و نه دردها و آلام، بلكه از دست دادن عزيزان است كه حسرت نداشتن وجودشان و غم از دست دادنشان سايه سنگين مرگ را روي زندگي ات مي اندازد. نگاه ترس آلودت به عزيزاني كه در كنارت هستند و كابوس از دست دادنشان هر شب قبل از خواب مي آيد سراغت تا شب بخير بگويد و آن زمان كه از در پيرشدن وارد مي شوي، تازه مي فهمي زندگي چيزي نيست جز رنج از دست دادن كساني كه دوست داري.

  به ياد دوست عزيزم عمران صلاحی(عكس) _ نويسنده و طنزپرداز بزرگي كه با رفتنش داغ خنده را بر لبانمان گذاشت.

+ نوشته شده در  85/07/20ساعت 1:52  توسط بهزاد نثاري  |