«رومن گريشمن»، باستان شناس فرانسوي اعتقاد دارد كه سيلك قديمي ترين تمدن شناخته شده در آسيا و اروپا بوده و آن را با تمدن سومر و اكد و با عصر بخت النصر همزمان مي داند (3000 تا 3200 سال قبل از ميلاد مسيح).
شهر سيلك بر اثر حملات آشور و بابل، قرن ها قبل از حمله اسكندر به ايران به طور كامل از بين رفت. بر اساس مطالعات جغرافيايي و تاريخي شهر سيلك در كنار درياچه اي واقع بوده كه اين درياچه هم اكنون جاي خود را به شوره زارهاي اطراف كاشان داده است.
يكي از هنرهاي مردمان سيلك استفاده از سفال و رنگ آميزي آن بوده كه براي اولين بار در تاريخ انجام شده بود. نقش مرغابي نشانه وجود درياچه و آب، نقش گردونه مهر(شمسه) نشانه خورشيد و نور كه براي احترام به خورشيد و آئين ميترائيسم بود و نقش اسب نيز نشانه وجود پرورش و نماد هستي و چرخش بوده و نقش بزكه نشانه وجود مرتع و نماد حيات بوده است. همچنين نقوش هندسي رسم شده حكايت از داشتن علم و دانش رياضي در آن زمان مي كند. يكي ديگر از نقوشي كه هم اكنون نيز در آثار تاريخي و بناهاي حاضر ديده مي شود، نقش چليپا است. در دوره باستان مردم به چليپا چون مظهر آتش احترام مي گذاشتند و علت آن اين بود كه با دو چوبي به شكل متقاطع روي هم مي گذاشتند و مي ساييدند، آتش مي افروختند. تصوير دايره خورشيد كه نويد دهنده روز بود، به چليپا شبيه بود كه چون آتش روشني بخش بود. انسان اوليه آتش را بازدارنده قهر طبيعت و نگاهدارنده او در برابر جانوران وحشي مي ديد و به همين دليل چليپا را داراي نيروي مافوق طبيعي و معجزه آسا تصور مي كرد كه به مرور اين تصوير به جلوه خدايي تبديل شد. به همين دليل مردمان براي حفظ جان خود تصوير چليپا را روي ظروف، جامه و تزئينات زندگي خود نقش مي كردند.
مس در اين سرزمين و به دست مردمان اين ناحيه كشف شد و ظروف مسي و ابزارآلات مسي اولين بار در اين مكان مورد استفاده قرار گرفت.
بر اساس يافته هاي به دست آمده مردمان سيلك مردگان خود را به صورت چمباتمه و با اشياء متعلق به آن ها در حياط خانه هاي شان دفن مي كردند كه حكايت از اعتقاد به زندگي پس از مرگ مي كند.